ماه را آن جاه نبود کو ترا گوید که چون؟ / زهره را آن زهره نبود کو ترا گوید چرا؟
نی خدا از چاه جاه حاسدان از روی فضل / بر کشید و بر نشاندت بر بساط کبریا؟
گر کافرم ای دوست مسلمانم کن! / مهجور توام بخوان و درمانم کن!
گر در خور آن نیم که رویت بینم / باری بسر کوی تو قربانم کن!
گر آب دهی نهال خود کاشته / ور پست کنی بنا خود افراشته
من بنده همانم که تو پنداشته / از دست میفکنم چو برداشته
گر جرم همه خلق کنم پاک بحل / در مملکتم چه کم شود مشتی گل
یکسر همه محواند بدریاء تفکر / بر خوانده بخود بر همه «لا خان و لا مان»
جانان ندهم ز دست تا جان ندهم / من جان بدهم ز دست و جانان ندهم!
اکنون باری بنقد دردی دارم / کان درد بصد هزار درمان ندهم!
ازین زندان اگر خواهی که چون یوسف برون آیی / بدرد دوری یوسف صبوری چون زلیخا کن
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.