از تو پنداری ترا لطف خدایی نیست، هست / بر سر خوبان عالم پادشاهی نیست، هست
ور چنین دانی که جان نیک مردان را بعشق / با جمال خاک پایت آشنایی نیست، هست
ور براندیشی که چون برداری از رخ زلف را / از تو قندیل فلک را روشنایی نیست، هست
چندم پرسی مرا چرا رنجانی / حقّا که تو حال من زمن به دانی!
روز از هوست پرده بیکاری ماست / شبها زغمت حجره بیداری ماست
هجران تو پیرایه غمخواری ماست / سودای تو سرمایه هشیاری ماست
مرد بیحاصل نیابد یار با تحصیل را / سوز ابراهیم باید درد اسماعیل را
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.