رشیدالدین میبدی › النوبة الثالثة| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تو چنانی که ترا بخت چنان آمد / من چنین‌ام که مرا سال چنین آمد
چون زنان تا کی نشینی بر امید رنگ و بوی / همت اندر راه بند و گام زن مردانه‌وار.
سنی و دیندار شو تا زنده مانی زانکه هست / هر چه جز دین مردگی و هر چه جز سنت حزن‌
طیلسان موسی و نعلین هارونت چه سود / چون بزیر یک ردا فرعون داری صد هزار!
پیش از آن کین جان عذرآور فرو ماند ز نطق / پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
تا کی از دار الغروری سوختن دار السرور / تا کی از دار الفراری ساختن دار القرار!