رشیدالدین میبدی › النوبة الثالثة| ” میراث‌دار ادب پارسی “

یا موضع الباطن من ناظری / و یا مکان السرّ من خاطری‌
یا جملة الکلّ الّتی کلّها / کلّی من بعضی و من سائری‌
هر که نام کسی یافت ازین درگه یافت / ای برادر کس او باش و میندیش از کس
گفتم که چو زیرم و بدست تو اسیر / بنواز مرا مزن تو ای بدر منیر
گفتا که ز زخم من تو آزار مگیر / در زخمه بود همه نوازیدن زیر
زین نادره تر کرا بود هرگز حال / من تشنه و پیش من روان آب زلال‌
وا اسفی من فراق قوم / هم المصابیح و الحصون‌
و المزن و المدن و الرّواسی / و الخیر و الامن و السّکون
لم یتغیّر لنا اللّیالی / حتّی توفتهم المنون‌
فکلّ نار لنا قلوب / و کلّ ماء لنا عیون‌