رشیدالدین میبدی › النوبة الثالثة| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شب هست و شراب هست و چاکر تنهاست / برخیز و بیا جانا کامشب شب ماست‌
شربنا و اهرقنا علی الارض قسطها / و للارض من کأس الکرام نصیب‌
هر کسی را جام او با جان او هم سان کنید / هر کسی را نقل او با عقل او هم بر نهید
رازیست مرا با شب و رازیست عجب / شب داند و من دانم، من دانم و شب‌