رشیدالدین میبدی › النوبة الثالثة| ” میراث‌دار ادب پارسی “

رکبت بحار الحبّ جهلا بقدرها / و تلک بحار لیس یطفوا غریقها
فسرت علی ریح تدلّ علیکم / و لاح قلیلا ثم غاب طریقها
الیکم بکم ارجوا النجاة و لا اری / لنفسی دلیلا غیرکم فیسوقها
دست مایه بندگانت گنج خانه فضل تست / کیسه امید از آن دوزد همی امیدوار
پر آب دو دیده و پر آتش جگرم / پر باد دو دستم و پر از خاک سرم.
چه کند عرش که او غاشیه من نکشد / چون بدل غاشیه حکم و قضاء تو کشم‌
بوی جان آیدم از لب چو حدیث تو کنم / شاخ عزّ رویدم از دل چو بلاء تو کشم.
کی باشد کاین قفص بپردازم / در باغ الهی آشیان سازم.