رشیدالدین میبدی › النوبة الثالثة| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جمالک جلّ عن درک العیون / و قدرک فات تصویر الظنون‌
و خامرنی لخمر هواک سکر / فلا اصحو الی یوم المنون‌
تو لاله سرخ و لؤلؤ مکنونی / من مجنونم تو لیلی مجنونی‌
تو مشتریان با بضاعت داری / با مشتریان بی‌بضاعت چونی‌
اکنون باری بنقد در دی دارم / کان درد بصد هزار درمان ندهم‌
من گریه بخنده در همی‌پیوندم / پنهان گریم بآشکارا خندم‌
ای دوست گمان مبر که من خرسندم / آگاه نه‌ای که چون نیازومندم‌
روزی که سر از پرده برون خواهی کرد / دانم که زمانه را زبون خواهی کرد
گر زیب و جمال ازین فزون خواهی کرد / یا رب چه جگرهاست که خون خواهی کرد