رشیدالدین میبدی › النوبة الثالثة| ” میراث‌دار ادب پارسی “

و ما الفقر من ارض العشیرة ساقیا / و لکننا جئنا بلقیاک نسعد
ما را ز جهانیان شماری دگر است / در سر بجز از باده خماری دگر است‌
من که باشم که بتن رخت وفای تو کشم / دیده حمّال کنم بار جفای تو کشم
گر تو بر من بتن و جان و دلی حکم کنی / هر سه را رقص‌کنان پیش هوای تو کشم