رشیدالدین میبدی › النوبة الثالثة| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چه مانی بهر مرداری چو زاغان اندرین پستی / قفس بشکن چو طاووسان یکی بر پر برین بالا
بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی / که ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما
مندیش از ان حدیث و در پوش کفن / مردانه دو دست خویش آن گاه بزن‌
در سهر بگو که یا تو باشی یا من / شوریده بود کار ولایت بدو تن‌
دور باش از صحبت خود پرور عادت پرست / بوسه بر خاک کف پای ز خود بیزار زن‌
پر آب دو دیده و پر آتش جگرم / پر باد دو دستم و پر از خاک سرم‌
ما زلت اختال فی وصال / حتی امنت الزّمان مکره‌
صال علیّ الصّدود حتی / لم یبق مما شهدت ذرّه