رشیدالدین میبدی › النوبة الثالثة| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بوی تو باد سحرگه بمن آرد صنما / بنده باد سحرگه ز پی بوی توام.
رفیع القدر فی عزّ المکان / کریم القول فی لطف البیان‌
یا من الی وجهه حجّی و معتمری / ان حجّ قوم الی ترب و احجار
لبّیک لبّیک عن قرب و عن بعد / سرّا بسرّ و اضمارا باضمار
این جهان با آن جهان و هر چه هست / عاشقان را روی معشوق است و بس
گر نباشد قبله عالم مرا / قبله من کوی معشوق است و بس‌