رشیدالدین میبدی › النوبة الثالثة| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در عشق تو من که‌ام که در منزل من / از وصل رخت گلی دمد بر گل من‌
آدم علم عشق درین عالم زد / صد عالم عالمان همه برهم زد
تا در نفس خویش زمانی دم زد / در باخت بهشت و هر دو عالم کم زد
اهیم بها وجدا و ان دام وصلها / و یحسن منها القول و هو معاد
تا من بزیم پیشه و کارم اینست / آرام و قرار و غمگسارم اینست‌
روزم اینست و روزگارم اینست / جوینده صیدم و شکارم اینست
ما حطّک الواشون من رتبة / عندی و لا ضرّک مغتاب‌
کانّهم اثنوا و لم یعلموا / علیک عندی بالّذی عابوا
العذر عندی لک مبسوط / و الذنب عن مثلک محطوط