رشیدالدین میبدی › النوبة الاولى| ” میراث‌دار ادب پارسی “

قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان. / إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ (۱) آن گه که بودنی ببود و افتادنی بیفتد.
خافِضَةٌ، فرو برنده ناگرویدگان را، رافِعَةٌ (۳) بردارنده گرویدگان را. / وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا (۵) و بر کنند کوه‌ها بر کندنی.
إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا (۴) آن گه که بجنبانند جنبانیدنی. / فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا (۶) تا گردی شود از زمین خیزان ریزان.
ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ (۱۳) گروهی از پیشینان. / وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ (۱۴) و اندکی از پسینان.
فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ (۲۸) در درختستانی پربار خار از میوه آن چیده. / وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ (۲۹) و درخت موز میوه آن در هم نشسته.
إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً (۳۵) بیافریدیم ایشان را هم چنان آفریدنی. / لِأَصْحابِ الْیَمِینِ (۳۸) خداوندان راست دست راست.
فَجَعَلْناهُنَّ أَبْکاراً (۳۶) ما ایشان را دوشیزگان آفریدیم. / ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ (۳۹) جوکی از پیشینیان.
عُرُباً شوی دوستان، أَتْراباً (۳۷) هام‌بالا هام‌آسا یکدیگر. / وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِینَ (۴۰) و جوکی از پسینان.
وَ ظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ (۴۳) و سایه دود صعب سیاه. / لا بارِدٍ وَ لا کَرِیمٍ (۴۴) نه خنک و نه آسان.
ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا الضَّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ (۵۱) پس شما ای گمراهان دروغ‌زن‌گیران. / لَآکِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ (۵۲) میخورید آن درخت زقوم را.