آرنده ظلمات و برآورنده انوار است، بیننده احوال و داننده اسرارست. / آن را صنما که با وصالت کار است
با رنگ رخ تو لاله بیمقدار است / با بوی سر زلف تو عنبر خوارست
نیکو گفت آن جوانمردی که گفت: / جز بدست دل محمد نیست
راه توحید را بعقل مجوی / دیده روح را بخار مخار
بخدای ار کسی تواند بود / بیخدای از خدای برخوردار
سایق و قاید صراط الدین / به ز قرآن مدان و به ز اخبار
اول است بازلیت. آخرست بابدیت. ظاهر باحدیت باطن بصمدیت. / اول بعطا، آخر بجزا، ظاهر بثنا، باطن بوفا.
اول بهیبت، آخر برحمت، ظاهر بحجت، باطن بنعمت. / اول بهدایت، آخر بکفایت، ظاهر بولایت، باطن برعایت.
اول منم که دلهای عاشقان بمواثیق ازل محکم ببستم. / ظاهرم که ظواهر را با خود در قید شریعت آوردم.
آخر منم که جانهای صادقان بمواعید خود صید کردم. / باطنم که سرایر بحکم خود در مهد عهد حقیقت نهادم.
بیچاره آدمی، میان دو صفت مدهوش گشته، میان دو نام بیهوش شده. / حضرتش عز و جلال و بینیازی فرش او
حیرت اندر حیرتست و تشنگی در تشنگی / گه گمان گردد یقین و گه یقین گردد گمان
هر جای که خراب عمریست، مفلس روزگاری من جویای اوام. / هر جا که سوختهایست، اندوه زدهای من شادی جان اوام.
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.