رشیدالدین میبدی › النوبة الثالثة| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در چشم منی روی بمن ننمایی / و اندر دلمی هیچ بمن نگرایی‌
ای جان و دل و دیده و ای بینایی / چون از دل و دیده در کنارم نایی.
جلال او را جمال او بس: / فلوجهها من وجهها قمر
چون صورت تو بت ننگارند بکشور / چون قامت تو سرو نکارند بکشمر
چون نقش تو پیش بت آزر بنگارند / از شرم فرو ریزد نقش بت آزر.
از قطره آب نطفه بنگاشت مرا / بر خدمت خود بفضل بگماشت مرا
از جمله خلق سر بر افراشت مرا / شکر ایزد را که بس نکو داشت مرا.