رشیدالدین میبدی › النوبة الاولى| ” میراث‌دار ادب پارسی “

قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان. / وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ (۳) خداوند خویش را بزرگ دان.
یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ (۱) ای جامه در خویشتن کشیده. / وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ (۴) جامه خویش پاک دار.
قُمْ فَأَنْذِرْ (۲) خیز و مردمان را آگاه کن. / وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ (۵) و از بدنامی دوری جوی.
وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ (۷) و از بهر خداوند خویش شکیبایی کن. / فَذلِکَ یَوْمَئِذٍ آن روز هن یَوْمٌ عَسِیرٌ (۹) روزی دشوار است.
فَإِذا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ (۸) آن گه که دردمند در صور. / عَلَی الْکافِرِینَ غَیْرُ یَسِیرٍ (۱۰) بر کافران نه آسان است.
ثُمَّ نَظَرَ (۲۱) ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ (۲۲) پس نگرست‌ / و روی ترش کرد و ناخوش.
إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ (۲۵) نیست این مگر قول مردمان. / سَأُصْلِیهِ سَقَرَ (۲۶) آری سوختن را بسقر رسانیم او را.
کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهِینَةٌ هر تنی بکرد خویش گروگان است. / از دوزخیان.
إِلَّا أَصْحابَ الْیَمِینِ (۴۱) مگر اصحاب راست دست. / ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ (۴۳) چه چیز شما را در دوزخ کرد.
فِی جَنَّاتٍ ایشان در بهشتهای‌اند یَتَساءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِینَ (۴۲) می پرسند / قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ (۴۴) گویند: ما از نماز گران نبودیم.
وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ (۴۷) و روز شمار دروغ زن میگرفتیم. / حَتَّی أَتانَا الْیَقِینُ (۴۸) آن گه که کی بی گمان بما آمد.