مولوی › ترسیدن فرعون از آن بانگ| ” میراث‌دار ادب پارسی “

این صدا جان مرا تغییر کرد / از غم و اندوه تلخم پیر کرد
پیش می‌آمد سپس می‌رفت شه / جمله شب او همچو حامل وقت زه
هر زمان می‌گفت ای عمران مرا / سخت از جا برده است این نعره‌ها
زهره نه عمران مسکین را که تا / باز گوید اختلاط جفت را
که زن عمران به عمران در خزید / تا که شد استارهٔ موسی پدید
هر پیمبر که در آید در رحم / نجم او بر چرخ گردد منتجم