مولوی › انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس| ” میراث‌دار ادب پارسی “

قسم او خاکست گر دی گر بهار / میر کونی خاک چون نوشی چو مار
در میان چوب گوید کرم چوب / مر کرا باشد چنین حلوای خوب
کرم سرگین در میان آن حدث / در جهان نقلی نداند جز خبث