شاطرعباس صبوحی › تعبیر خواب| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خواب دیدم که همی خون ز کنارم می‌رفت / رفت تعبیر که از قلب فگارم می‌رفت
به هوای سر زلفین خم اندر خم او / از کف صبر و وفا رشتهٔ تارم می‌رفت
شام هجران تو، از اوّل شب تا به سحر / خون دل متصل از دیده قرارم می‌رفت
دوش می‌رفت چو جان از برم و از پی او / تاب و آرام دل و قلب فگارم می‌رفت
تا دم صبح، مرا از اثر فکر و خیال / چون حوادث سر شب تا بشمارم می‌رفت
آنکه در زندگیم پا به سر من ننهاد / کاش می‌مردم و از خاک مزارم می‌رفت
گر صبوحی مرا قدرت تقریر نبود / از سر کلک همی مشک تتارم می‌رفت