شاطرعباس صبوحی › توبه شکستم| ” میراث‌دار ادب پارسی “

پیوسته من از شوق لب لعل تو مستم / زین ذوق که دارم خبرم نیست که هستم
در بادیهٔ عشق تو تا پای نهادم / یکباره بشد دین و دل و عقل ز دستم
از بس که نظر بر گُل رخسار تو دارم / شد شهره بهر شهر که خورشید پرستم
تو مهر ز من ای بت عیّار بریدی / من دل بخَم طرّه طرّار تو بستم
مُطرب تو بزن ساز نوائی بدرستی / ساقی تو بده باده که من توبه شکستم