شاطرعباس صبوحی › تعبیر خواب پریشان| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آهوی چشم تو نازم که چو نخجیر کند / شیر را گیرد و در زلف تو، بزنجیر کند
تکیه بر گوشهٔ ابرو زده چشمت، آری / ترک، چون مست شود، دست به شمشیر کند
بی سبب خون من آن ابروی پیوسته نریخت / رنگ را خواست که پاک از دم شمشیر کند
دیده‌ام خواب پریشانی و، هر کس شنود / بر سر زلف پریشان تو، تعبیر کند