شاطرعباس صبوحی › قند لعل| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ره دلرا بتا زان شوخ چشم مست رهزن زن / بعیاری زُلفت خویش را غافل بمخزن زن
نقاب پرنیان را برفکن از چهر آذرگون / شرر از چشمه خورشیدوش بر مرد و بر زن زن
رقیب بوالهوس در بزم از روزن نظر دارد / کمان ابرو خدنگی برد و چشمانش ز روزن زن
اگر خواهی نما شیرین مذاق عاشقانت را / ز قند لعل خود کام صبوحی را یک ارزن زن