شاطرعباس صبوحی › اشک| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چه شد که بر گل عارض گلاب می‌ریزی / ستاره بر رخ این آفتاب می‌ریزی
هزار دیده برای تو اشکریزان است / چرا تو اشک به مثال حباب می‌ریزی