جامی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

❖قصه آن خرس که آبش می برد شخصی تصور کرد که خیکی است❖قصه آن طبیب که آفت رسیده ای را بی وجود اسباب معالجه❖قصه آن گلخنی که در مشاهده جمال شاهزاده آتش در ژنده ا❖قصه آن مخنث که از روزن در منظری افتاد و از آنجا در خ❖قصه تحفه مغنیه❖قصه حاتم و آن بند از پای اسیری گشادن و بر پای خود نه❖قصه حکیمی که به واسطه مشاهده خرق عادت از اولیاء علم❖قصه خلاص کردن مجنون آهو را از دست صیاد به سبب مشاب❖قصه خواب دیدن علی بن موفق معروف کرخی و بشر حافی و اح❖قصه روستایی که درازگوش پیر لنگ پشت ریش به بازار خر❖قصه زاهد و عارف❖قصه شفقت ورزیدن موسی علیه السلام و بره گریخته را به❖قصه عاشق شدن آن دختر ترسا بر آن جوان مسلمان و در مفا❖قصه عاشق شدن صاحب فتوحات مکیه قدس الله تعالی سره که❖قصه عاشق شدن کنیزک خلیفه بغداد بر غلام وی و از استیل❖قصهٔ عتیبه و ریا❖قصه عیینه و ریا❖قصه غوری و حج رفتن او به یک تگ و بازگشتن او از منز❖قصه قاصد فرستادن قیصر روم به نوشیروان تا معلوم کند که❖قصه کلنگی که او را چون باز شکار کردن کبوتر هوس کرد