جامی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

❖حکایت دعا کردن پادشاه ترمذ که تا از کنیزکی که به محب❖حکایت دیده وری که به چشمی که در وقت وداع محبوب نگریست بعد از ملا❖حکایت ذوالنون و ابو یزید قدس الله تعالی سرهما❖حکایت راهبی که فریفته نشد به دعوی شیطان که گفت من عیسی ام از آس❖حکایت رحم کردن نوشیروان بر آن پیرزن ناتوان که به کوز❖حکایت روباه و روباه بچه❖حکایت زاغی که به شاگردی رفتار کبک رفت❖حکایت زاغی که چند روز در قفای کبکی دوید و از رفتار خود بازمانده ب❖حکایت زشت رویی که خریدار کور یافته بود و وجه ناسره خود را در پیش❖حکایت زلیخا که بر همه اطراف منزل خود تصویر جمال خود کرد تا یوسف❖حکایت زنده دلی که با مردگان انس گرفته بود❖حکایت زنده دلی که با مردگان انس گرفته بود و از زندگان فرار می نمو❖حکایت زنگی که روی خود را در آیینه بی زنگ دید و به عکس روی خود آیی❖حکایت سؤال و جواب حکیم که حلال زاده کیست و نشانه آن چیست❖حکایت سؤال و جواب ذوالنون با آن عاشق مفتون❖حکایت ساده دلی که در خواب دزد جامه ها و دستارش ببرد❖حکایت سبب نارسیدن خلیفه به آن کنیزک نورسیده❖حکایت سرد شدن پیر سفید موی از نفس آن خورشید گرم خوی که با زلف شبر❖حکایت سلیمان علیه السلام و بلقیس که از مقام انصاف سخن گفته اند❖حکایت سنجر و بخشیدن منقل پر لعل و گوهر