جامی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

❖حکایت عتاب کردن حق سبحانه خلیل را علیه الصلوة والسلام و رسیدن آن❖حکایت علی بن موفق قدس سره و مناجات وی با حضرت حق جل و علا❖حکایت عمر عبدالعزیز که در همه عمر عزیز از افسر عین عدالت سربلند ب❖حکایت عمر گذرانیدن دیوانه بلخی از گریه بسیار به شوری و تلخی❖حکایت عیاری که در زیر چوب شحنه چندان دندان فشرد که درم سیم در زی❖حکایت عین القضات همدانی که از همه دانی موی می شکافت هر چند چون م❖حکایت غازان که از برای یک توبره کاه آتش در خرمن ظالم❖حکایت فراخ بودن زندان تنگ بر زلیخا در مشاهده یوسف علیه السلام❖حکایت کردن کثیر شاعر عاشق عزه از مجنون پیش خلیفه❖حکایت کشفی که به بال بطان پریدن آغاز نهاد و به یک سخن ناجایگاه از❖حکایت کشیدن پیکان از تیر راست رو کیش ولایت کرم الله تعالی وجهه در❖حکایت کعبه روی که به سبب راستی از کید ناراستی برست و آن ناراست ب❖حکایت گریختن قطران شاعر از بسیاری عطای ممدوح خود فضلون❖حکایت گفتن وامق به آن که پرسید مقصود تو از این جست و جوی چیست❖حکایت لاک‌پشت و مرغابیان❖حکایت مجنون❖حکایت مجنون که در بادیه از انگشت قلم کرده بر تخته ریگ چون رمالا❖حکایت محتسب بغداد که منکر پیش او معروف بود و معروف د❖حکایت مدح گفتن لاغری شاعر خواجه را که بر وی لباس آسودگی از فربهی❖حکایت مسافر کنعانی