جامی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

❖صحبت سیم با پیر حقیقت بین و یافتن مرید گوهر مقصود از حقه حق الیقی❖صفت تابستان و خبر یافتن مجنون از رفتن لیلی به حج و❖صفت چوگان باختن سلامان❖صفت چوگان باختن وی با همسران و گوی بردن وی از دیگران❖صفت خزان و فرو ریختن برگ جمال لیلی از شاخسار حیات و❖طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق اس❖طبقه ثانی آنکه نیت ایشان اجتناب از آنست که شر ایشا❖طلب کردن پادشاه مصر یوسف را علیه السلام برای تعبیر❖ظاهر شدن آرزوی فرزند از شاه کامیاب و سخن راندن حکیم در آن باب❖ظاهر شدن آرزوی فرزند بر شاه❖ظاهر شدن عشق ابسال بر سلامان❖ظاهر شدن علامات وفات بر اسکندر و مکتوب نوشتن وی به سوی مادر❖ظاهر شدن نشانهٔ مرگ بر اسکندر و نامه نوشتن او به❖ظلم پادشاه چون سیلی حبیب است که هر چند سخت آید سست نم❖عاجز شدن شاه از تدبیر کار سلامان و مشورت با حکیم❖عادل که از حرف عین چشم عالمی بر وی است و از دال و لام❖عاشق شدن جوانی از ثقیف به لیلی و نکاح کردن آن دو❖عذر خواستن مادر اسکندر حکیمان را❖عرضه کردن کنیزان جمال خویش را بر یوسف و یکتاپرست کر❖عزیمت کردن معتمر و عیینه به جانب مسجد احزاب در طلب ر