جامی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

❖عقد اول در پرده گشایی از گشادگی دل و بیان آنکه در پهلوی راستان ب❖عقد بیست و پنجم در فتوت که بار خود از گردن خلق نهادن است و زیر ب❖عقد بیست و چهارم در حریت که طوق بندگی حق را گردن نهادن است و ربق❖عقد بیست و دوم در قرب که عبارت است از استغراق وجود سالک در عین ج❖عقد بیست و سیم در حیا که محافظت ظاهر و باطن است از مخالفت احکام❖عقد بیست و ششم در صدق که عبارت از آنست که ظاهر و باطن برابر بود❖عقد بیست و نهم در قناعت که بر حد ضرورت وقوف نمودن است و چشم طمع❖عقد بیست و هشتم در بذل و جود که اول آن اعطای درهم و دینار است و❖عقد بیست و هفتم در اخلاص که پای همت بر سر هوا نهادن است و گردن ا❖عقد بیست و یکم در غیرت که عبارت است از حمیت محبت صاحب سیر به قطع❖عقد بیستم در شوق که کمندیست برازنده کنگره وصال و زمامیست رساننده❖عقد پانزدهم در خوف که طریق احتیاط ورزیدن است و بر نعمت امنیت و ا❖عقد پنجم در بیان یکتایی و برهان بی همتایی حق سبحانه که در بیان و❖عقد چهاردهم در شکر که صرف کردن نعمت منعم است در حق گزاری او و اع❖عقد چهارم در استدلال به ظهور آثار وجود آفریدگار سبحانه ما اعز شأ❖عقد چهلم در التماس از مطالعه کنندگان که به نظر شفقت و نیکویی نگ❖عقد دهم در کشف سر ورع که کاسر سورت حرص و طمع است و کاشف ظلمت اهو❖عقد دوازدهم در سر فقر که برقع سواد الوجه فی الدارین بیاض چهره هس❖عقد دوم در شرح سخن که شریف ترین گوهر صدف آدمیت است و لطیف ترین ز❖عقد سی ام در تواضع که شاخ سربلندی شکستن است و بر خاک نیازمندی نش