جامی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

❖عقد سی و پنجم در دولتخواهی سلاطین که عدل ایشان سرمایه آبادانی ا❖عقد سی و چهارم در سماع که از خود گذشتن است و آستین بر خلق افشان❖عقد سی و دوم در طلاقت وجه و مزاح که چین انقباض در جبین نینداختن❖عقد سی و سوم در تودد و تالف که به شفقت و محبت با خلق خدای آمیخت❖عقد سی و ششم در نیکخواهی ارکان دولت که در میان پادشاه و رعایا ر❖عقد سی و نهم در نصیحت نفس خود که از همه گرفتارتر است و به نصیحت❖عقد سی و هشتم در وصیت فرزند ارجمند ضیاء الدین یوسف حفظه الله عم❖عقد سی و هفتم در دلالت رعایا چه غایب و چه حاضر به حق شناسی و شک❖عقد سی و یکم در بعض دیگر از فضایل نوع انسان چون حلم و مدارا و ع❖عقد سیزدهم در بیان صبر که در اجتناب از مناهی رنج بردن است و بر ا❖عقد سیم در کلام منظوم که ان من الشعر لحکمة عبارتیست از حکمت آمیز❖عقد شانزدهم در رجا که به روایح وصال زیستن است و به لوایح جمال نگ❖عقد ششم در بیان آنکه ذات حق سبحانه حقیقت وجود است و هر حقیقت که❖عقد نکاح بستن یوسف با زلیخا❖عقد نهم در مقام توبه که پشت بر مخالفات کردن است و روی در موافقات❖عقد نوزدهم در محبت که میل دل است به مطالعه کمال صفات و انجذاب رو❖عقد هژدهم در رضا که گره کراهت از دل گشادن است و تلخی ها را چاشنی❖عقد هشتم در بیان ارادت که عنان قصد از مقاصد مجازی تافتن است و بر❖عقد هفتم در شرح تصوف که بستن دست تصرف است و رستن از قید تکلف❖عقد هفدهم در توکل که اعتماد است بر کفیل ارزاق و تفویض امر به تدب