جامی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

❖داستان آفتاب دولت فیلقوس به سر دیوار رسیدن و آیینه اسکندری را❖داستان اسکندر که خود را بر خاک تواضع انداخت و از خاک تواضع سر❖داستان بردن تابوت اسکندر به اسکندریه و تعزیت گفتن حکیمان مادرش❖داستان جهانگیری اسکندر❖داستان جهانگیری اسکندر و عمارت شهرها و اختراع کارهای وی بر سبی❖داستان خاقان چین که تحفه حقیر به اسکندر فرستاد و به حکمتی شریف❖داستان دختر بازغه نام از نسل عاد که به مال و جمال❖داستان رسیدن اسکندر به زمین هند و ملاقات وی با حکیمان ایشان❖داستان رسیدن اسکندر به شهری که همه مردم پاکیزه روزگار بودند و❖داستان رسیدن سکندر در سفر دریا به فرشته کوه قاف و طلب نصیحت از❖داستان شمع جمال یوسفی در شبستان غیب افروختن و پروا❖داستان طلب وصیت کردن اسکندر از ارسطو و وصیت نوشتن وی❖داستان کاغذ نوشتن مادر اسکندر و جواهر حکمت در آن پیچیدن و به ا❖داستان مایل شدن مجنون به یکی از خوبان قبایل و محبوبا❖داستان ملاقات اسکندر باآن پادشاه زاده گریزان از تخت و افسر و م❖داستان نکته های حکمت راندن شاگردان ارسطو و خبر یافتن اسکندر از❖داستان وصیت کردن اسکندر که دستش را بعد از وفات از تابوت بیرون❖داستان وفات اسکندر و ندبه حکیمان بر وی❖داوود علیه السلام با حضرت حق سبحانه در مناجات خود گ❖در آفرینش عالم