جامی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

❖در بیان آنکه عزلت و اقسامش که مذکور شد یکی از آن چ❖در بیان آنکه قول خیر کدام است که به آن اشتغال نمای❖در بیان آنکه کاملان و عارفان را ملاحظه صورت کثرت ا❖در بیان آنکه مخلص مکسور اللام مادام که اخلاص را مضا❖در بیان آنکه مدح اهل بیت رسول صلی الله علیه و علی❖در بیان آنکه مراد به انسان کمل افراد انسان است نه ا❖در بیان آنکه مرویست از حضرت رسالت صلی الله علیه و❖در بیان آنکه مقصود از اینها که مذکور شد چیست❖در بیان آنکه ملازمت مصلی مر شطر مسجد حرام را بنا به❖در بیان آنکه نسبت حال مؤمنان و کافران با انبیا علی❖در بیان آنکه نشئه ملکیه ادراک این معنی نمی کرد و له❖در بیان آنکه هر چیزی را که با معشوق در اموری مشابه❖در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان و❖در بیان آنکه همچنان که پادشاهان را از دانشمندان خوب❖در بیان ارادت❖در بیان اندراج و اندماج شئون و اعتبارات فی اول رتب❖در بیان به عیب خود پرداختن و نظر به عیب دیگران نینداخت❖در بیان جواب از سؤالی که چون بنده مختار در اختیار خ❖در بیان چهار خصلت که از شرایط سلطنت است❖در بیان حال مجنون که وی از صورت مجاز به معنی حقیقت