مولوی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

❖عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او❖عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود❖عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان❖عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم❖عذر گفتن خرگوش❖عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد❖عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان❖عذر گفتن فقیر به شیخ❖عذر گفتن کدبانو با نخود و حکمت در جوش داشتن کدبانو نخود❖عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن❖عرضه کردن مصطفی علیه‌السلام شهادت را بر مهمان خویش❖عروس آوردن پادشاه فرزند خود را از خوف انقطاع نسل❖عزم کردن آن وکیل ازعشق کی رجوع کند به بخارا لاابالی‌وار❖عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز❖عزم کردن شاه چون واقف شد بر آن خیانت کی بپوشاند و عفو کن❖عشق جالینوس برین حیات دنیا بود کی هنر او همینجا بکار می‌آ❖عقول خلق متفاوتست در اصل فطرت و نزد معتزله متساویست تفاوت❖عکس تعظیم پیغام سلیمان در دل بلقیس از صورت حقیر هدهد❖علامت عاقل تمام و نیم‌عاقل و مرد تمام و نیم‌مرد و علامت❖عنف کردن معاویه با ابلیس